على محمدى

149

شرح اصول استنباط ( فارسى )

ولى در رابطه با واجب موسع سه بحث مطرح است : بحث اول : آيا واجب موسع عقلا ممكن است يا ممتنع ؟ دو نظريه مطرح است : 1 - اكثر اصوليين عامه و خاصه از متقدم و متأخر طرفدار امكان هستند و مىگويند : بهترين دليل بر امكان وقوع خارجى است و شرعا واجب موسع داريم كالصلوات اليوميه . 2 - جماعتى از عامه و خاصه برآنند كه واجب موسع ممكن نيست بدليل اينكه اگر واجبى موسع شد بدان معنا است كه در اول وقت واجب است و معذلك ترك آن جايز است و اين تصويرش مشكل است كه اگر واجب است فكيف يجوزتر كه و اگر جايز الترك است فكيف يكون واجبا ولى مشهور از اين سخن جواب داده‌اند به اينكه : اگر صلوة در اول وقت معينا واجب بود جاى اين اشكال بود ولى در واجب موسع طبيعت صلوة واجب مىشود و امر به ايجاد طبيعت تعلق مىگيرد منتها طبيعت را در اين كانال و چهارچوبهء زمانى بايد انجام داد و حيث اينكه اين زمان گنجايش بيش از يك نماز را دارد و از طرفى بيش از يك صلوة از ما نخواسته‌اند لذا به حكم عقل مخير هستيم ميان آن اول و دوم و . . . و اين را تخيير طوليه گويند در مقابل تخيير بين افراد عرضيه . بحث دوّم : بر فرض امكان آيا وقوع خارجى هم دارد يا نه ؟ مشهور برآنند كه واقع هم شده و مثالش صلوات يوميه است كه در قرآن هم آمده : « أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ . . . » ولى گروه دوّم برآنند كه مواردى كه در شريعت برحسب ظاهر واجبى موسع است توجيه نموده و مىگوئيم : مراد اينست كه در همان آن اول وقت واجب است منتها اگر كسى تأخير انداخت معصيت